آذر ماجدی
جهان به نقطۀ کمدی – تراژدی عمیقی رسیده است. هیات حاکمه، رسانه ها، قدرتمندان و روایت سازهای ایدئولوژیک هیچ مرزی نمی شناسند؛ روز روشن جلوی چشم دنیا دروغ می بافند و دروغ می گویند. روز را شب و شب را روزمی نامند. رضا پهلوی، ترامپ و اسرائیل را بعنوان ناجیان و نجات دهندگان مردم ایران جلوه می دهند؛ بمب و موشک را بهترین و تنها راه رستگاری می خوانند. وقیحانه روایت نفرت، جنگ و نژاد پرستی را رواج می دهند. بعضی لحظات انسان نمی داند بخندد یا گریه کند. وقتی دروغ های شاخدارشان را می شنوی عجزشان را در جلب مردم می بینی و خنده ات می گیرد؛ اما در همان لحظه دروغ هایشان، شعارهای نژادپرستانه کثیف شان، تهدیداتشان، چاقو کشی هایشان با پرچم اسرائیل، این سمبل نسل کشی و پاکسازی ملی رعشه بر اندام انسان می اندازد.
تاریخ نشان داده که این یک سیرک، کمدی یا نمایش نیست، اسرائیل با یاری غرب اکنون نزدیک به یک قرن است که دارد نقشۀ ویرانی، اشغال و پاکسازی خاورمیانه را قدم به قدم به پیش می برد. بویژه در سه دهۀ اخیر این ویرانی با سرعتی باورنکردنی به جلو رفته است. قرار نیست فقط میلیون ها نفر نابود و دربدر شوند؛ قرار نیست فقط تمام ساختار و زیر ساخت های آن نابود گردد. قصد دارند تمدن و فرهنگ کهن که در این منطقه شکل گرفته و رشد کرده را نیز کاملا نابود کنند. امیدوارند که تا چند دهۀ دیگر هیچ اثرو نشانی از مردم، فرهنگ و تمدنی که در این منطقه ریشه دارد در اذهان باقی نمانده باشد. حتی طبیعت منطقه را نیز دارند نابود می کنند. درخت های زیتون نیز دشمن شان محسوب می شود.
در این شرایط دهشت و سیاهی، در شرایطی که فاشیسم در تمام غرب دارد در راس قدرت قرار می گیرد؛ در شرایطی که هر چه بنام دموکراسی به مردم خورانده بودند دارد محو می شود، نوبت نابودی ایران رسیده است. مردم ایران یک قرن است که تحت دیکتاتوری، جنایت، فوق استثمار و سازمان های مخوف امنیتی زیسته اند. هر بار تلاش شان برای رسیدن به آزادی و رفاه، برای برقراری رای خود بر جامعه با سرکوب و دخالت امپریالیستی روبرو شده است. اکنون بار دیگر در چنین برهۀ سیاهی قرار گرفته ایم.
مردم ایران با تحمل بیش از چهل سال فقر و استثمار، درد و رنج و سرکوب تحت رژیم اسلامی برای سرنگونی این رژیم شیطانی به میدان آمده اند. آمریکا و غرب با جلوداری اسرائیل دارند این تلاش و رویای مردم را به یک سناریوی سیاه بدل می کنند. خطر جنگ، بمب و ویرانی و کشتار در بالای سرشان قرار گرفته است. مردم در یک شرایط سخت و وخیمی قرار دارند. چگونه می توان به آزادی، برابری و رفاه دست یافت؟ چگونه می توان در مقابل دو دشمن خونین، وحشی و جنایتکار، جمهوری اسلامی وغرب ایستادگی کرد؟ این سوالات بسیار مهمی است که اکنون در مقابل ما قرار گرفته است.
رفتارهای خشونت آمیز اپوزیسیون فاشیست و سلطنت طلب و جریانات فاشیست قومی که برای بمباران ایران به آمریکا و اسرائیل التماس می کنند مردم را بهت زده کرده است. ما ماهیت جنایتکار و مزدور آنها را می شناسیم. اما انتظار نمی رفت که به این زودی و سرعت دست خود را رو کنند. هنوز دست شان به هیچ جا جزء موساد و سیا بند نیست، دارند مردم را با چاقو، تفنگ، حلق آویز کردن از درخت، شکنجه و اعدام تهدید می کنند.
یک مرد افغانستانی صاحب یک رستوران در هامبورگ با ضربه چاقو به قتل رسیده است. این حمله و قتل بدنبال بحثی حول آویزان کردن پرچم شیر و خورشید درگرفته است. اما هنوز پلیس اطلاعیه ای در این زمینه منتشر نکرده است. باید این رویداد دردناک را جدی گرفت. باید با هشیاری شرایط را دنبال کرد. باید چاره اندیشی نمود. اوضاع عمیقا وخیم است.
در این میان رضا پهلوی در مونیخ از پشت شیشۀ ضد گلوله برای تظاهرات سخنرانی کرده است. تظاهراتی که سازمان دهندگان، رسانه های غرب و پلیس آلمان رقمش را چند برابر کرده اند. ضمنا اعلام شده که بسیاری از اتباع کشورهای دیگر منجمله اوکراین در این تظاهرات ها شرکت داشتند. همبستگی بین المللی بسیار ارزشمند است، اما این نه همبستگی بلکه استخدام مزدور است. این شرکت کنندگان در قبال پول به این تظاهرات قدم رنجه فرمودند.
رضا پهلوی که با کمال وقاحت در مصاحبه با تلویزیون آمریکایی اعلام می کند شرایط جنگی است و جنگ کشته دارد، "هزینه دارد"، باید برای هدف کشته داد، خودش در کشور آلمان از پشت شیشۀ ضد گلوله سخنرانی می کند. او از مردم می خواهد که هزینه جنگ را با جان خود بپردازند اما خود وقیحانه تحت حمایت پلیس از پشت شیشه ضد گلوله سخنرانی می کند. شرم ندارند! گویی در جهانی دیگر زندگی می کنند. وقاحت حد و مرز نمی شناسد. مردم را ابله و کودن فرض کرده اند. سناریو یکی است. 70 سال پیش در کودتای آمریکایی، شعبان بی مخ و سیاه جامگان فاشیست و لات به صحنه آمدند و اکنون فرزندان و نوادگانشان شلنگ تخته می اندازند.
شرایط حساس و وخیم است. باید این موج فاشیسم و جنایت متوقف شود. باید اینها را عقب نشاند. آنها پول و امکانات و قدرت دارند، اما ذره ای محبوبیت ندارند. اکثریت قریب باتفاق مردم از سلطنت و فاشیسم جنایتکار نسل کش متنفرند. از ساواک و ساواما متنفرند. باید با هم، در کنار هم قدرت مان را به آنها نشان دهیم. در برابر قدرت عظیم مردمی که با هر ایدئولوژی سیاسی، خواهان آزادی و رفاه و یک جامعه عادلانه تر هستند، توان مقاومت ندارند. باید قدرت خود را نشان دهیم. باید عقب شان بنشانیم. نباید در مقابل لات بازی و لمپنیسم آنها تسلیم و منکوب شویم. در یک نقطه عطف تاریخی مهم نه فقط برای مردم ایران، بلکه کل منطقه قرار گرفته ایم. تاریخ ما را به تحرک و ایستادگی فرا می خواند. سکوت و پاسیفیسم هزینه ای هنگفت در بر دارد. لحظاتی در تاریخ هست که حرکت یا سکوت ما می تواند تاثیراتی عمیق داشته باشد.
نظرات