طرحی از Benjamin Kikkert

میترا شجاعی، دویچه‌ وله

با مرگ خامنه‌ای و قدرت گرفتن کسانی چون علی لاریجانی و قالیباف، و جنگی که تنها در سه روز اول هم ویرانی به جای گذاشته و هم مرگ سران جمهوری اسلامی را در پی داشته، سناریوهای پیش رو برای آینده نزدیک ایران چه می‌تواند باشد؟

پرونده زندگی علی خامنه‌ای با حملات اسرائیل و آمریکا به "بیت رهبری" در روز نهم اسفند ۱۴۰۴ بسته شد اما پرونده جمهوری اسلامی همچنان باز است و در تلاش برای بقا و "حفظ نظام".

پیش از مرگ خامنه‌ای گزارش‌های متعددی از جمله در شبکه بلومبرگ و گاردین، فاش کرده‌ بودند که او عنان امور را به علی لاریجانی، محمد باقر قالیباف و یک فرمانده سپاه سپرده و برای تمامی مناصب کلیدی نیز تا چهار مرحله جانشین تعیین کرده است.

اینکه خامنه‌ای کسی را که به دستور خودش برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰ رد صلاحیت شده بود، به عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی سیاست داخلی و خارجی پس از خودش بگمارد، چیزی است که تنها می‌توان آن را در چارچوب اصل همیشگی جمهوری اسلامی برای "حفظ نظام به هر قیمت" توضیح داد.

حسین رزاق، تحلیلگر و فعال سیاسی در این مورد به دویچه‌ وله می‌گوید: «آقای خامنه‌ای همیشه این استراتژی را داشته که وقتی در خطر بوده به سمت کسانی می‌رفت که می‌توانستند برای بقای نظام تلاش کنند و بقای خودشان را در گروی بقای نظام می‌دانستند. علی لاریجانی کسی است که در بین فرماندهان سپاه و در بین بدنه سپاه نفوذ دارد چون خودش سپاهی بوده و بین مراجع تقلید قم و نجف هم به دلیل اینکه فرزند یک مرجع تقلید بوده نفوذ دارد و از طرف دیگر هم سال‌ها تجربه کار در مجلس شورا را داشته و شخصیت معتدلی هم محسوب می‌شده است.»

در حقیقت و از بعد دیگر می‌توان انتصاب علی لاریجانی را نشانه‌ای برای آن دانست که خامنه‌ای فهمیده بود که بقای نظام در خطر جدی قرار دارد و درنتیجه یک تکنوکرات عمل‌گرا را که به دستور خودش از صحنه اصلی سیاست کنار گذاشته شده بود دوباره به این صحنه بازگرداند.

اما آیا لاریجانی و قالیباف می‌توانند نظام جمهوری اسلامی را نجات دهند؟

شب گذشته (یک‌شنبه ۱۰ اسفند) در میانه حملات شدید هوایی و موشکی از سوی آمریکا و اسرائیل و درست زمانی که شب تهران در اثر این انفجارها "روشن" شده بود، دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا در گفت و گو با نشریه آتلانتیک گفت رهبران ایران خواهان گفت و گو هستند و "من هم موافقت کرده‌ام".

آیا این همان فرصت "نجات نظام" است؟ آیا ممکن است جناح حاکم که فعلا و به وصیت خامنه‌ای در دست لاریجانی و قالیباف است، بر سر میز مذاکره با آمریکا بازگردد؟ حتی پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی در حملات هوایی اسرائیل و آمریکا؟

حسین رزاق می‌گوید این امکان وجود دارد: «علی لاریجانی کسی است که می‌داند اگر این جنگ ادامه پیدا کند، می‌تواند تبعات بسیار سنگینی داشته باشد که نتیجه‌اش می‌تواند حذف جمهوری اسلامی یا ساقط شدن کامل جمهوری اسلامی باشد. برای همین به دنبال مصالحه با غرب است.»

اما علی لاریجانی همین امروز در شبکه ایکس نوشت که ایران مایل به مذاکره با آمریکا نیست و خودش را برای یک جنگ طولانی مدت آماده کرده است. معنی این پیام چیست؟

به عقیده حسین رزاق این سخن لاریجانی تنها برای راضی کردن هواداران تندروی داخلی است و دقیقا همان رفتاری است که خامنه‌ای هم داشت: مقابل هوادارانش مذاکره را با شدت و حدت رد می‌کرد ولی پشت پرده حتی در زمان ریاست جمهوری ابراهیم رئیسی در حال مذاکره بود.

این فعال سیاسی می‌گوید: «واقعیت این است که حفظ نظام برای همه اینها واجب تر از هرچیز است. اگر نظام جمهوری اسلامی نباشد، نه علی لاریجانی می‌تواند در قدرت باشد و نه حسن روحانی و حسن خمینی و نه حتی محمد خاتمی. اینها همه به انحای مختلف ذینفعان در حکومت هستند، برای همین برای بقای نظام دست به هرکاری می‌زنند؛ از تشکیل گروه‌های تروریستی نیابتی انتحاری با جوانان ناآگاهی که از طریق ایدئولوژی تحریک می‌شوند، تا مذاکره با غرب و حتی نشستن با اسرائیل پای یک میز برای اینکه جمهوری اسلامی باقی بماند. برای همین هیچ بعید نیست که همین الان که جنگ در جریان است و هر دو طرف به دارند آسیب‌های فراوانی به یکدیگر می‌زنند، مذاکرات پشت پرده ادامه داشته باشد.» >>>